اگر می شد با شستشوی روزانه به خدارسید
بی درنگ چون نهنگی به اعماق آبها می رفتم
اگر می شد با خوردن گیاه او را شناخت
شادمانه به سیمای بزغاله در می آمدم
اگر ذکر نامش او را عیان می ساخت
تسبیحی با دانه های بی شمار اختیار می کردم
اگر سجده در برابر تمثالهای سنگی عیانش می ساخت
فروتنانه کوه ها را می ستودم
اگر با نوشیدن شیر میشد او را آشامید
چه بسیار گوساله ها و کودکان می شناختندش
اگر باترک همسر می شد خدا را فراخواند
آیا هزاران تن عقیم نمی شدند؟
میرابای* میداند که تنها راه یافتن آن یگانه
عشق است
-----
میرابای:عارفه ای از هند که آواز های بسیاری سروده است
سرگذشت یک یوگی-ترجمه گیتی خوشدل-نشر پیکان